در صفحه ی اول سایت فقط 3 مطلب آخر قرار گرفته است. لذا برای دیدن دیگر مطالب سایت از منوی بالا استفاده کنید.
قبل از پاسخ به این سوال باید معنای دو واژه ی اجتهاد و نص را بدانیم.
اجتهاد در لغت به معنای تلاش و خود را به زحمت انداختن است.در اصطلاح شیعه اجتهاد یعنی این که فرد برای استخراج حکم الهی از قرآن و سنت نهایت کوشش و تلاش را انجام دهد.
نص در لغت منتهای یک چیز را گویند.به لفظی نص گفته می شود که منتهای دلالت در آن ظاهر باشد. در اصطلاح فقهاء به متن صریحی که هیچ احتمال خلاف در آن نباشد ،نص می گویند.در مقابل نص ظاهر را داریم که که احتمال خلاف در آن داده می شود .
اجتهاد در مقابل نص یعنی :در مقابل حکم متنی که از نظر سند و دلالت ، قطعی و صریح است ، نظر و فتوا به خلاف آن داده شود.مثلاً در قرآن به خواندن نماز و گرفتن روزه و وجوب آن تصریح شده،اگر کسی بگوید این دو عمل مستحب است این حکم،اجتهاد مقابل نص است .
اجتهاد در جایی که نص داریم انجام می شود یا در جایی که ظاهر است و نص نداریم؟
در هر دو مورد ما اجتهاد داریم ، اما اجتهاد در نص برای بیان موارد و مصادیق است نه برای ترجیح یک احتمال.به خلاف اجتهاد در ظاهر که ما یک احتمال را ترجیح داده و دلالت آن را یک طرفه می سازیم و به ستد آن حجیت می بخشیم.
آیا تا به حال در شیعه فتوایی که مقابل نص باشد از طرف مراجع تقلید داشته ایم؟
خیر تا کنون سابقه نداشته ولی اخیرا مرجعی که از طرف جامعه مدرسین فاقد صلاحیت مرجعیت شناخته شده بود چند فتوای مقابل نص داشته اند.
چه فتوایی ؟
مثلا ایشان فرزند خوانده را مانند فرزند شمرده و احکام فرزند را بر فرزند خوانده جاری نموده است.
آیا نص قرآن در این مورد وجود دارد ؟
بله در سوره احزاب آیه 4 آنجا که می فرماید و ما جعل ادعیاءکم ابناءکم یعنی خداوند فرزندخوانده های شما را فرزند حقیقی قرار نداده است.
طریقه انتخاب مرجع به چه شکلی است آیا مراجع توسط دستگاه و یا ارگان خاصی عزل و نصب می شوند یا انتخاب و معرفی می شوند؟
مرجع تقلید عزل و نصب نمی شود بلکه اگر صفات مرجعیت را داشته باشد انتخاب شده و از او تقلید می شود.در رساله ی عملیه ی تمام مراجع تقلید نحوه ی انتخاب مرجع ذکر شده که از راه های محتلفی می توان مجتهد اعلم را شناسایی نموده و تقلید کرد. یکی از راه های شناسایی مرجع برای عموم مردم و کسانی که سطح معلومات فقهی و اصولی آن ها در حد تشخیص اجتهاد نیست مراجعه به افراد مجتهد اهل فن است که می توانند مجتهد اعلم را شناسایی و معرفی کنند.
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که متشکل از حدود 50 نفر مجتهد مسلم است،ملاک های مرجعیت را بر افراد انطباق می دهد.اگر فرد یا افرادی دارای شرایط لازم بودند آن ها را به عنوان مرجع معرفی می کند ونصبی در کار نیست.همچنین اگر مجتهدی صفات و شرایط مرجعیت را نداشته و یا اگر آن شرایط را از دست دهد به مردم اعلام می نماید نه این که عزل می کند .
آقای هاشمی رفسنجانی و عزل و نصب فقیه
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در دیدار دانشجویان دانشگاه آزاد تهران در تاریخ دوشنبه 14/10/88 و در پاسخ به سئوال یکی از دانشجویان در خصوص اقدام اخیر جامعه مدرسین در رد صلاحیت آقای صانعی چنین پاسخ دادند :
مرجعيت همواره به عنوان شخصيتهاي پرنفوذ و تاثيرگذار در عرصه ديني و سياسي مردم حضور ارزشمند و غيرقابل انكار داشتهاند ولي هميشه استقلال خود را حفظ كرده و غيروابسته به دولتها و با اتكاء به مردم حضور داشتهاند.
هاشمي تاكيد كرد:در مطالعه زندگي مراجع در تاريخ تشيع هيچگاه مرجعي توسط جايي نصب يا عزل نشده بلكه مردم با تشخيص خود و پرداخت وجوهات فرد مناسب به عنوان مجتهد را انتخاب كردهاند.
در این اظهار نظر نکات قابل تاملی وجود دارد که می توان به عمق دیدگاه و نظر ایشان در خصوص عزل و نصب فقیه و یا انتخاب آن پی برد.
نکته اول : تمام مردم و کسانی که حداقل آشنایی با مسائل دینی و احکام شرعی دارند می دانند که شناخت مرجع توسط خود مردم انجام نمی شود بلکه با مراجعه به متخصصین و اهل فن مرجع خود را انتخاب می کنند . ضمنا جنابعالی در راس مجلسی هستید که فقیه جامع الشرایط را برای رهبری تشخیص می دهید ، آیا آنجا هم شما عزل و نصب می کنید ؟
نکته دوم : در تاریخ شیعه نیز به دلیل پرداخت وجوهات کسی به مرجعیت نرسیده است بلکه به خاطر داشتن شرایط کافی به مرجعیت رسیده است .آیا معنای حرف شما این است که خبرگان را قبول ندارید ؟مگر خبرگان بعنوان کسانی که صلاحیت تشخیص معیارهای رهبری را دارا هستند،تشخیص رهبری به عهده ی ایشان نیست ؟ اگر جواب شما مثبت است پس چرا در اینجا به تشخیص صلاحیت مرجع اعتقاد ندارید؟
نکته سوم : در عزل و نصب فقیه جامع الشرایط ما هم با شما هم عقیده هستیم که عزل و نصبی در کار نیست ، شما از کجا عبارت عزل و نصب را در بیانیه جامعه مدرسین دیده اید که ای طور قضاوت کرده اید؟ جامعه مدرسین ایشان را فاقد ملاک های مجتهد جامع الشرایط تقلید دانسته اند .
نکته چهارم : نظر شما به عنوان کسی که در خبرگان عضویت دارید در خصوص فتوای مقابل نص چیست ؟آیا فرزندخوانده در قرآن مانند فرزند شمرده شده است؟اگر فقیهی که شما از او جانبداری می کنید اجتهادی مقابل نص کرده باشد دارای شرایط مرجعیت است .البته بعضی از فتواهای دیگر ایشان (مانند بلوغ دختر در سیزده سالگی)که به شهادت مجتهدین بر اساس روایات ضعیف صادر گردیده را متعرض نمی شوم .
جناب آقای هاشمی
چرا برای دو روز دنیای دیگران این چنین موضع گیری می کنید و مسائل را زیر سوال می برید؟
انتظار مردم و حوزه های علمیه از شما پافشاری بر اصول و مبانی فقهی و اسلامی است نه اصرار بر نظریات و برداشت های شخصی
وظیفه ی شما و دیگر خواص جامعه و همه ی متدینین دراین روزها پاسداری از دو رکن اساسی مذهب تشیع یعنی ولایت فقیه و مرجعیت است .نگذارید مرجعیت این جایگاه پرنفوذ و تاثیر گذار جامعه به خاطر احساسات و دلسوزی های بی جا به دست افراد فاقد صلاحیت بیفتد.البته با وجود فقیهان شجاع و با تقوی و ملت همیشه در صحنه و تابع ولی فقیه زمان چنین نخواهد نشد.انشاءالله
مطهری ، اصول گرایی و نفی کلام رهبر انقلاب
چندی پیش در سایت تابناک یادداشتی به قلم دکتر علی مطهری با عنوان طرح آشتی 7 ماده ای دیدم که محتوای آن گر چه دور از انتظار نبود اما به این اندازه خوش خیالی و عدم تحلیل درست و همچنین نفی کلام مقام معظم رهبری را از ایشان تصور نمی کردم.
اگر منصفانه نگاه کنیم به جز مقدمه ای که ایشان قبل از 7 ماده ی پیشنهادی آورده اند این طرح نه قابل اجراست و نه محتوای آن با مبانی اصولگرایی و تبعیت از ولایت فقیه سازگار است و نه اصلاً مطابق واقعیات این کشور است.
آقای دکتر مطهری که مدتی است منتقد جدی دولت است در این انتقادات از مرز انصاف عبور کرده و دیگر مسائل مسلم را از ناحیه ی دولت ادعای واهی می پندارد.
جناب آقای دکتر علی مطهری
جای بسی تاسف است که در بند چهارم طرح پیشنهادی خود منکر وجود جنگ نرم و تلاش اجانب برای براندازی نظام شده اید.
اگر موضوع را با خوشبینی نگاه کنیم می توانیم بگوئیم که جنابعالی غفلت نموده و تمام تعابیر رهبر معظم انقلاب در این خصوص را فراموش کرده اید!
آیا وجود جنگ نرم از طرف دشمنان قسم خورده ی انقلاب ادعای واهی از طرف دولت است یا رهبر حکیم و فرزانه ی انقلاب؟
آقای دکتر مطهری چرا باید یک نماینده مجلس این قدر ساده به مسائل نگاه کند و دچار بی بصیرتی گردد؟
برای توجه جنابعالی و خوانندگان محترم به این موضوع از سخنان مقام معظم رهبری در این خصوص شاهد می آورم :
1 - سخنرانی در دیدار اعضای مجلس خبرگان در تاریخ 2/7/88
تا كسى بگويد دشمن، ميگويند: آقا شما همهاش به گردن دشمن مىاندازيد! خوب، هست دشمن؛ چرا نمىبينيم دشمن را؟ چرا نمىبينيم شعف عظيمى كه دشمن پيدا ميكند از آنچه كه اينجا از اختلاف ما، از حوادث گوناگون، از بلواى بعد از انتخابات به وجود مىآيد؟
2 - سخنرانی در دیدار جمعی از بسیجیان در تاریخ 4/9/88
اولويت، آن چيزى است كه امروز به آن ميگويند جنگ نرم؛ يعنى جنگ به وسيلهى ابزارهاى فرهنگى، به وسيلهى نفوذ، به وسيلهى دروغ، به وسيلهى شايعهپراكنى؛ با ابزارهاى پيشرفتهاى كه امروز وجود دارد، ابزارهاى ارتباطىاى كه ده سال قبل و پانزده سال قبل و سى سال قبل نبود، امروز گسترش پيدا كرده. جنگ نرم يعنى ايجاد ترديد در دلها و ذهنهاى مردم.
3 - سخنرانی در جمع دانشجویان و نخبگان در تاریخ 4/6/88
متهم نميكنم افرادى را كه دستاندركار بودند، كه اينها دستنشاندهى بيگانههايند يا انگليسند يا آمريكايند - اين را من ادعا نميكنم، چون براى من اين قضيه ثابت نيست؛ چيزى كه ثابت نيست، نميتوانم بگويم - اما آنى كه ميتوانم بگويم، اين است كه اين جريان، چه پيشقراولانش دانسته باشند، چه ندانسته باشند، يك جريانى بود طراحىشده؛ تصادفى نبود. همهى نشانهها نشان ميدهد كه اين جريان طراحىشده بود، حسابشده بود.
البته شواهد دیگری نیز هست که بنده از آن ها می گذرم.
آقای دکتر مطهری
هر چند در بندهای اول و دوم شما هم اشکالات فراوان دیگری نیز وجود دارد اما از این نکته نمی توانم بگذرم که شما در نوشتار خود به کلی حق نظام و به تعبیرمقام عظمای ولایت ظلمی که به نظام رفت را فراموش کردید.
اصول گرایی در نظر شما به اسم است یا افکار و موضع گیری ها؟
تبعیت از ولایت فقیه به نفی کلام رهبری است یا تایید آن؟
امیدوارم در نظرات و افکار خود تاملی جدی کنید ودر اصلاح مواضعی که با اصول گرایی و تبعیت از مقام معظم رهبری منافات دارد تلاش کنید
و اخر دعونا ان الحمد لله رب العالمین

